حاصل عمر

غزلها - جلد چهارم

بس که جفا ز خار و گل دید دلِ رمیده‌ام
همچو نسیم از این چمن پایْ برون کشیده‌ام

شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد
گشت بلای جان من عشقِ به جان خریده‌ام

حاصل دُوْر زندگی صحبت آشنا بُوَد
تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام

تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل
رفتی و رفتْ راحت از خاطرِ آرمیده‌ام

تا تو مراد من دهی کُشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام

چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دلِ داغ‌دیده‌ام

یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو
سوخت در انتظار تو جانِ به لب‌رسیده‌ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}