ماه قدح‌نوش

چند تغزل

هوشم ربوده ماه قدح‌نوشی
خورشیدروی زهره بناگوشی

زنجیر دل ز جعد سیه سازی
گلبرگ تر به مشک سیه پوشی

از غم به سان سوزن زرینم
در آرزوی سیم بر و دوشی

خون جگر به ساغر من کرده
ساغر ز دست مدعیان نوشی

بینم بلا ز نرگس بیماری
دارم فغان ز غنچه خاموشی

دردا که نیست ز آن بت نوشین‌لب
ما را نه بوسه‌ای و نه آغوشی

بالای او به سرو سهی ماند
مژگان او بخت رهی ماند

ای مشکبو نسیم صبحگاهی
از من بگو بدان مه خرگاهی

آه و فغان من به فلک بر شد
سنگین دلت نیافته آگاهی

با آهنین‌دل تو چه داند کرد؟
آه شب و فغان سحرگاهی

ای هم‌نشین بیهوده‌گو تا چند
جان مرا به خیره همی‌کاهی؟

راحت ز جان خسته چه می‌جویی؟
طاقت ز مرغ بسته چه می‌خواهی؟

بینی گر آن دو برگ شقایق را
دانی بلای خاطر عاشق را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}