قطعهٔ ۲۰ - حق رأی

چند قطعه

جان بابا، هرشب این دیوانه‌دل
با من شوریده‌سر در گفت‌وگوست

کز چه دارد، مرد عامی حق رأی
لیک زن با صد هنر محروم از اوست

مرد و زن را در طبیعت فرق نیست
فرقشان در علم و فضل و خلق و خوست

مرد نادان در شمار چارپاست
مغز خالی کم‌بهاتر از کدوست

بانوی عالم به از بی‌مایه مرد
«دشمن دانا به از نادان دوست»

خار و خس را، چون در این گلشن بهاست
گل چرا بی‌قدر با صد رنگ و بوست

از چه حق رأی دادن نیستش
آن که، جان را گر بگیرد حق اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}