قطعهٔ ۲۳ - سوارکاران

چند قطعه

آن شنیدستم که در میدان «کورس»
بانوان چابک‌سواری می‌کنند

گرد میدان از سحر تا شامگاه
پویه، چون باد بهاری می‌کنند

تا فرا آید زمان امتحان
روز و شب ساعت‌شماری می‌کنند

تا جوایز قسمت آنان شود
یکه‌تازان، بی‌قراری می‌کنند

مردکی گفتا که زن‌ها بی‌ثمر
سوی میدان، رهسپاری می‌کنند

چون ز آداب سواری عاری‌اند
بهره خود، شرمساری می‌کنند

گفتمش بر دوش مردان سال‌هاست
کاین جماعت خرسواری می‌کنند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}