قطعهٔ ۳۳ - بزم زهره

چند قطعه

تو ای آتشین زهره کز تابناکی
فروزان کنی بزم چرخ کهن را

برون افکنی از پی دل‌فریبی
از آن نیلگون جامه، سیمینه‌تن را

به روی تو زان فتنه شد خاطر من
که ماننده‌ای روی معشوق من را

ز روشنگرانت شبی انجمن کن
بیفروز از چهره آن انجمن را

یکی بزم افلاکی و خسروانی
که درخور بود زهره چنگ‌زن را

چو آراستی محفل آسمانی
بخوان سوی بزمت من و ماه من را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}