شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)

ترانه‌ها و نغمه‌ها

ای بی خبر از بی نوایان
بیا، بیا، بیا

بیگانه از درد آشنایان،
بیا، بیا، بیا

ای روی تو صبح امیدم،
بیا، بیا، بیا

دور از رخت صبحی، ندیدم
بیا، بیا، بیا

شمع وفا کو
نور صفا کو

راز نگاهت شوق گناهت و آن بوسه ها کو؟
ای روی تو صبح امیدم

بیا، بیا، بیا
دور از رخت صبحی ندیدم

بیا، بیا، بیا

ای آتشین لب بازآ که هر شب چون نی بنالم از بینوایی
ای نوبهارم دور از تو دارم چون لاله بر دل داغ جدایی

بازآ که با تو از در بازآید ای افسونگر بخت رمیده من آه
با آن که از کنارم، رفتی ولی نرفتی، از دیده من

شمع وفا کو؟
نور صفا کو؟

راز نگاهت شوق گناهت
و آن بوسه ها کو؟

ای روی تو صبح امیدم
بیا، بیا، بیا

دور از رخت صبحی ندیدم،
بیا، بیا، بیا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}