شمارهٔ ۳۱

غزلیات

به من یار بی‌مهر و غم مهربان است
همانا که این فتنه از آسمان است

به آزادگان کینه رسم جهان است
جهان دشمن جان آزادگان است

ز رفتار گردون دون دل پر از خون
ز خوناب دل دیده‌ام خون‌فشان است

ز بی‌مهری چرخ و بدعهدی یار
به دل داغ پنهان و درد نهان است

نه با من کسی را سر هم زبانی
نه با من کس از مهر هم‌داستان است

به گرداب غم زورق طالعم را
بلا ناخدا و اجل بادبان است

ز غوغای مرغان گلشن به تنگم
قفس دلگشاتر از این آشیان است

به مرغان خوشدل ز گلزار و گل کو
مرا نی سر این نه سودای آن است

خوشا دام صیاد و کنج اسیری
که نه بیم گلچین و نه باغبان است

بده باده ساقی که ساغر چه داند
حریم حرم یا که دیر مغان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}