شمارهٔ ۳۷

غزلیات

صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
از ساغر صبوح طلب روح را فتوح

ان الرواح راح و ان الصباح لاح
ان النسیم هب و نشر الحمی یفوح

ساقی صبوح کو که نشاند خمار شب
یا صاحب الکرامة اصبحت للصبوح

خواهم به یک پیاله تلافی ز آسمان
اذ نغمة الحیات قصاص من الجروح

توفان سیل دیده‌ام از خون دل بود
ان المدامع ترکت ابتلا نوح

ناصح حدیث توبه به پرهیزکار گو
ما را ز توبه توبه بود توبة النصوح

ای دل مبر گمان خلاصی ز بند عشق
لابد من حکومته اینما تروح

جان جهانی و ز جهان برگزیده‌ای
اذ کل ما سواک کجسم و انت روح

یک لحظه نیز مدت هجران به من مگوی
کو با من آن تحمل ایوب و صبر نوح

ساغر به وجه و خنده وصل و سروریش
قلبی بذکر ناعسته الطرف قد ینوح

حب علی سفینه اهل سلامت است
ینجی الغریق من هلکات البلا کنوح

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}