شمارهٔ ۳۹

غزلیات

یا سکاری علیکم بالراح
ان فی الراح راحة الأرواح

نعم ما قال احمن الحکما
اشربوا الراح و اکلوا التفاح

خود بگو ای فقیه شهر چرا
می حرام است و مال غیر مباح

ما تقل من ذمایم العشاق
لا تلمنی من الهوی یا صاح

اهل خیر و صلاح او را دان
که بداند صلاح غیر صلاح

با بد و نیک من چه کار تو را
کشته خود درو کند فلاح

منم آن کهنه رند عاشق و مست
من کجا و کجا صلاح و فلاح

ای دل از تجت تیره‌روز مباش
سوف یرجی الصباح بعد رواح

ساغر باده پرورم ساقی
فاسقنی بالکؤس و الاقداح

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}