شمارهٔ ۴۵

غزلیات

زلف و رخسار نکو آن ماهرو می‌پرورد
آفتاب و سایه را با هم نکو می‌پرورد

با خیال قامت رعنای آن سرو سهی‌ست
باغبان سروی اگر در طرف جو می‌پرورد

زخم دل‌های جراحت‌دیده را مرهم چه سود
این چنین کآن ترک زلف مشک‌بو می‌پرورد

بس سخن‌پرور که دارد گفت‌وگو زآن لعل لب
وآن لب لعلت سخن بی‌گفت‌وگو می‌پرورد

چون گل رویت گرفتم پرورد گل باغبان
در چمن لیکن نه با آن رنگ و بو می‌پرورد

عشق‌بازان بلااندیشه در میدان عشق
سر به چوگان بلامانندگو می‌پرورد

بر در میخانه کآخر خاک باید شد در او
ساغر اینجا مشت گل بهر سبو می‌پرورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}