شمارهٔ ۶۹

غزلیات

دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر
بر آن سرم که چو دیوانه بگسلم زنجیر

ز قیل و قال ملولم خوشم به ناله چنگ
که قول حق شنوم از ترانه بم و زیر

چه نقش‌ها که ز یک موج زد به پرده آب
فدای جنبش دریای عشق عالم‌گیر

مبین به طاعت زاهد که شب نهان دارد
به زیر جامه سالوس خرقه تزویر

به کار خود ز فروماندگان حیرانم
به کوی یار غریبم به دست عشق اسیر

علاج عشق به تدبیر عقل ممکن نیست
کسی نکرده به تدبیر پاره تقدیر

بنال شام و سحر زآن که کار کس نگشود
مگر ز آه سحرگاه و ناله شب‌گیر

طمع ز خلق ببر حاجت از خدا بطلب
که قادر است و سمیع است و عالم است و نصیر

اگر ز عمر جوانی تمتعی خواهی
به جان و دل بشنو جان من نصیحت پیر

کسی ز منزل جانان به حیله جان نبرد
که خاک کوی وفا منزلی‌ست دامن‌گیر

ز خاک کوی تو حاشا که روی برتابم
اگر کشند به تیغم و گر زنند به تیر

برو ادیب به اهل صلاح قصه بخوان
که نیست ساغر از این مهملات پندپذیر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}