شمارهٔ ۹۰

غزلیات

خزان رسید به گلزارش از بهار دریغ
نهال عمر مرا ریخت برگ و بار دریغ

به انتظار نشستم به راه وعده وصل
گذشت مدت عمرم در انتظار دریغ

به درد و داغ شب هجر مبتلا گشتیم
به روز وصل نکردیم جان نثار دریغ

به این شمایل و خوبی به این کمال و جمال
ز بی‌وفاییت ای بی‌وفا هزار دریغ

کنون که صید تو گشتم بکش که می‌ترسم
پس از رمیدن من گویی از شکار دریغ

به یاد حق نکشیدیم یک زمان نفسی
(گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ)

بهار رفت و نشد لب تر از ساقی
گذشت بی‌می و معشوق روزگار دریغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}