شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

آن شب که قرین جام گشتم
بی‌لعل تو تلخ‌کام گشتم

با فکر رخ و خیال زلفت
سرگشته صبح و شام گشتم

آشفته و طیر‌ه‌دل که بینی
زآن طره مشک‌فام گشتم

مشکن پر و بال من که من خود
دانسته اسیر دام گشتم

تا عشق تو آشنای من شد
بیگانه ز ننگ و نام گشتم

چندان رفتم ز یاد صیاد
کافسرده به کنج دام گشتم

در میکده رفتم و چو ساغر
مست می لعل‌فام گشتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}