شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

گهی بی‌مهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
در این ده روزه ایام فنا یا رب چه‌ها دیدم

به من شد دشمن جان عاقبت بر هر که دل دادم
کس از بیگانه نشنید آن چه من از آشنا دیدم

نمی‌دانم چه بخت است این من بی‌چاره را یا رب
که با هر کس که اظهار وفا کردم جفا دیدم

ندیدم خاطری را شاد از این گردون دون هرگز
بسی درویش و بس منعم بسی شاه و گدا دیدم

نه زاهد ماند و نه سجاده‌اش نه جام و نه ساقی
تر و خشک جهان در راه سیلاب فنا دیدم

مگو ساغر چرا کردی تو ترک عشق‌بازی را
که از خوبان عالم هر که دیدم بی‌وفا دیدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}