۷۰- ابو المحارم

صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات

او نیز برادر خرد آن بزرگوار است و بسیار پیش خود بر پا و مدمغ و بواسطه شومی او برادران دیگر به عذاب گرفتار شدند.

همه در پیش خود صاحب کمالند
همین باشد کمال بی حیائی

با وجود آنکه بغیر از خر سواری حیوانی دیگر را هرگز سواری نکرده بود میل چابکسواری و قپق اندازی داشتند در دروغگوئی بمرتبه ای بود که قصیده ای که دیگری گفته بود در مجلس بهشت آئین نواب صاحبقرانی خوانده بود وصله عظیم گرفته بود میگوید که این مطلع هم از من است :

دل که در دایره ی عشق در آورد مرا
همچو شمع آتش سوزان بسر آورد مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}