۱۴۹- مولانا شرف الدین علی بافقی

صحیفهٔ دوم - در ذکر علماء

بافق قصبه ایست از قصبات ولایت کرمان و وی در ملک سخنوری و طلاقت بیان سحبان زمان، لا تکلف، تا اختر فضایلش بافق کمال برآمده از پرتو طلوع آن عرصه ساحت فصاحت روشن است . و تا گلبن افضالش در جویبار سرابستان کمالات سرکشیده فضای دلگشای بلاغت از سایه گلشن او خرم و اگر بجواهر اشعار آبدارش ابکار افکار را ترصیع کنند رواست، و اگر فصحای بلاغت انجام سبحه سان دست بدستش گردانند سزاست، این اشعار عذوبت آثار از اوست :

نخواهم بگذرد سوی چمن باد از سر کویش
که ناگه بوی او گیرد گل و غیری کند بویش

نخواهم شمع من آرایش هر انجمن باشد
هوس دارم که همچون روشنی در چشم من باشد

در جواب مولانا جامی که گفته :

وعده ی آمدن بده، غصه هجر بس مرا
بر سر آن فزون مکن، وعده انتظار هم

چه نیکو گفته:

قطع امید من کنی، دمبدم از وصال خود
تا نکنم دل حزین، شاد بانتظار هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}