۲۲۲- ایوب ابوالبرکه

صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم

که به پدر منسوب است سرور چپانیان و سر خیل بی حیایان و بی باکان بود و بی حیایی او زیاده از آنست که تعریف توان کرد اما کلامش بغایت مقبول و شیرین و سخنان لطایف آمیزش بسی مضحک و رنگین است، در هرات کسب کمال کرده بود و بطریق سیاحت از آنجا بعراق و از عراق به شروان افتاده ندیم مجلس شیخ شاه . پادشاه آنجا شده بود گویند در آن ولا این فقرات را به شیخ شاه عرضه داشت « به تربیت کرده حضرت شاه در کله وجود واقفند نه ایشانرا ایغیری بکمال و نه قسراغی که کسی از آن محظوظ تو اند شد » کذا (!) بهر حال این دو مطلع از اوست :

شرمی از سابقه بندگی ما بادش
سرو بلند مرتبه عالیجناب ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}