۲۲۶- خواجه لهراسب

صحیفهٔ چهارم در ذکر حضرات واجب التعظیم

برادر مولانا امیدی است بعضی اوقات ریاست قصبه تهران تعلق باو داشت بسیار خوش صحبت بود، اشعار جد و هزل بسیار گفته از جمله مناظره ی ترک و گیلک و چغندر نامه ای که مشهور است و این مطلع که در جد گفته از اوست :

من چه کردم که مرا از نظر انداخته ای
برده ای دل ز من و با دگران ساخته ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}