۳۴۷- خواجه فانی تبریزی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از محتشمان شهر تبریز است و پیوسته با جوانان ساده معاشرت می نمود گویند کثرت اموال او تا بحدی بود که یک نوبت هزار تومان به یکجا به رییس میر یوسف اصفهانی بقرض داده بود در آن ولا رییس مذکور نقد جان بقابض ارواح سپرد و فانی از شنیدن این سخن حیات باقی را وداع گفت این مطلع از اوست :

شب ای همدم که پیش آن پری افسانه میگفتی
چه می شد گر باو حال من دیوانه میگفتی

که را می خواستی کاز مهربانی باز بفریبی
که گه از سوزش شمع و گه از پروانه میگفتی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}