۴۶۶- مولانا علی حالی کاشانی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از موالی خوش طبع و لاابالی آنشهر است و عاشق پیشه گی و صاحب مذاقی او تا بحدی است که روزی با پدرش همراه بود دچار جوانی میشوند مولانا جوانرا دعا میکرده و نیاز میپاشیده پدرش گفته او لایق دعای بداست مولانا دست برآورده که . الهی پدرش بمیرد! در شعر طبعش خوب بود این مطلع از اوست:

دوش میگفتم ز سر عشق جانان سرگذشت
دیده در گرداب خون افتاد و آب از سرگذشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}