۵۳۴- مولانا مایلی رشتی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

او نیز از جمله متعینان آنجاست و خالی از حیثیتی نبوده و طبعش در شعر شوخی مینموده این چند مطلع از اوست :

گر شود تیز بقصد سر من خنجر او
سر چه باشد که گذشتن بتوان از سر او

ریزه های تیشه فرهاد شد ریگ روان
تا ز سم توسن شیرین نیابد کس نشان

یکی از شعرای عصر منکر شده که این مضمون از او نیست و او در جواب گفته که :

تا خلیل آسا سوی بتخانه شد آن دلستان
سر به پیش افکنده اند از شرم روی او بتان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}