شمارهٔ ۱

غزلیات

چشم ترم به آب رسانیده آب را
حاجت نشد به رفتن دریا سحاب را

وصل تو را زبخت سیه چون طلب کنم
از شب طلب نکرده کسی آفتاب را

بر رغم من بود که نقاب افکند به رخ
باید کشید منتی از من نقاب را

مقصود دل ز گریه فنا نیست و بس
از زخم نیست گریه بر آتش کباب را

مشکل اگر جهان حذر از اشک من کند
بیمی ز سیل نیست سرای خراب را

گیرم غمم به خواب گذارد چه سان دهم
جا در حریم عکس رخ یار خواب را

هرکس که آشنای تو بیگانه نیست
بیگانگی ز چشمم از آن است خواب را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}