۵۹۶- مولانا قاری کاشانی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

از جمله مدرسان شهر کاشان است و در طالبعلمی بقدر کوشیده گاهی که شورش عشق بتان در کانون دل او سودا زدی چون ماهی که در تابه افتد بریان با دیده گریان سر و پای برهنه میگردید و گاهی که سلطان عشق دست تصرف از شهرستان دل او کوتاه میکرد در کنج انزوا نشسته بفکر شعر اشتغال مینمود و بواسطه تحیر در عشق یا حیرت اندر افعال خود. حیرانی تخلص میکرد این مطلع از اوست :

ای زده شمع رخت بر من گریان آتش
دارم از جور تو بر دل غم و برجان آتش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}