۶۰۴- مولانا جنی قزوینی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

عامی است و خالی از جنونی نیست اوقات به قصابی میگذراند این مطلع و بیت از اوست :

گاهی مرا درون دلی گه بدیده ای
از دیده و دلم چه شنیدی چه دیده ای

مدی کشیدی از الف تیغ بر سرم
بر سر مرا تو دولت سرمد کشیده ای

گویند وی شعری در مدح بزرگی راستی نام گفته بود وصله فرا خور خود نگرفته در این باب میگوید :

جنیا، از راستی چیزی تمنا کرده ای
راستی را خوش حریف چرب پیدا کرده ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}