شمارهٔ ۱۳

غزلیات

دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها
چو بلبلی به قفس از هم آشیان تنها

به یاری تو کنونم کشد خوشا وقتی
که بود دشمن جان من آسمان تنها

اگر به کشتن خلق جهان چنان کوشی
همین تو جان جهان مانی و جهان تنها

صداقت دگرش هست جز دمیدن خط
گل مرا نبود موسم خزان تنها

زخاک کوی تو هم یافتم چو یافت (سحاب)
همین نیافت خضر عمر جاودان تنها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}