شمارهٔ ۱۶

غزلیات

بگشای پای ما که کمند وفای ما
محکم تر است از همه بندی به پای ما

رفتیم از پی دل و دانی به راه عشق
گمراه تر از ما که بود رهنمای ما

گر چون تو دلبری برد از کف دل ترا
آگه شوی ز حال دل مبتلای ما

چون مرگ غیر باعث آزردگی تست
شادیم از این که نیست اثر در دعای ما

تیغ از میان کشیدی و از دل کشیدی آه
کشتی از آن و دادی ازین خونبهای ما

خواهیم مرگ مدعی و خویش تا شود
هم مطلب تو حاصل و هم مدعای ما

بیماری رقیب به حالم نکرد سود
سازد مگر وسیله ی دیگر خدای ما

حیران که در دل که کند جا غم جهان
تا شد بر آستانه ی میخانه جای ما

تا چیست سر اینکه به بیگانگان (سحاب)
زود آشنا شود بت دیر آشنای ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}