شمارهٔ ۴۲

غزلیات

روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت
روشنی نیست جز از پرتو روی چو مهت

ز یکی جان بستاند به یکی جان بخشد
جان من این چه اثرهاست که دارد نگهت؟

عجبی نیست اگر صید حرم را ز حرم
به سوی دامگه آرد هوس دامگهت

ز تو داد دل ما را بستاند روزی
آنکه کرده است به ملک دل ما پادشهت

کوش تا شهر دل آباد کنی ای شه حسن
پیشتر ز آنکه نهد رو به هزیمت سپهت

نه به رحم است که بر باد ندادی خاکم
ز آن ندادی که مبادا بنشیند به رهت

گشت مرحوم ز سنگ ستمت چون زنخست
ریخت بال و پرم از حسرت طرف کلهت

دور از او زیستی و هر چه به پاداش (سحاب)
هجر او با تو کند نیست فزون از گنهت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}