شمارهٔ ۵۵

غزلیات

دو عقیقت دو چشمه ی نوش است
هم گهر پاش و گهر پوش است

تا به خون ریختن نویدم داد
در تنم خون ز شوق در جوش است

صبر و هوشی نماند زانکه لبت
رهزن صبر و آفت هوش است

با وجود خیال او چه عجب
اگرم نام خود فراموش است

شیخ کز باده کرد منعم دوش
دیدم امشب که مست و مدهوش است

فاش گردد چو عیب ها اگرش
فتد این خرقه ای که بر دوش است

ننگش از تاج شاهی آنکه ز تو
حلقه ی بندگیش در گوش است

فارغ از رشک غیرم و غم هجر
تا خیال توام هم آغوش است

پرده ی ما نمیدرند (سحاب)
که خطابخش ما خطا پوش است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}