شمارهٔ ۶۰

غزلیات

سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
کو در دل و جز او بدلم راه کسی نیست

با نالهٔ دل نیست ز واماندگیم باک
در گوش من اکنون که صدای جرسی نیست

گفتم که بر آرم نفسی با وی و اکنون
کز لطف به بالین من آمد نفسی نیست

گوشی به حدیث چو منی نیز توان داد
تا حرفی از آسایش کنج قفسی نیست

با آه من و اشک (سحاب) از چه ندانم
کوی تو همان پاک ز هر خار و خسی نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}