شمارهٔ ۹۳

غزلیات

آنرا که زهجر دردناک است
یا چاره وصال یا هلاک است

از چشم و دلم در آب و آتش
چشمم سمک و دلم سماک است

دامان کشیم ز دست و آنگاه
دستی که چو دامن تو پاک است

آهست اگر طبیب دلها
بیچاره دلی که دردناک است

در باغ بهشت بس شجرهاست
اما نه به خاصیت چو تاک است

آن مه به (سحاب) ما بود دوست
از خصمی آسمان چه باک است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}