شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

نتوان شنید وصف رخش را و جان نداد
باید نخست گوش به این داستان نداد

فردا نوید وصل به عشاق داده بود
امشب عبث نبود که مرگم امان نداد

دارد به انتقام کی این دشمنی به من
هرگز ز مهر کام مرا آسمان نداد

بسیار کس که نام وفا برد بر زبان
اما کسی نشانی از این بی نشان نداد

دانی ز جور خویش که را داد ایمنی
او را که از نگاه نخستین امان نداد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}