شمارهٔ ۳۰

غزلیات

دیوار و در آلوده به خون جگرم کرد
هجران تو شرمنده دیوار و درم کرد

از لذت زخم آن مژه محرومی ما خواست
زان پیش که شمشیر زند بی خبرم کرد

از عکس رخت در نظرم اشک به خون شد
آسوده ز آمیزش لخت جگرم کرد

پروانه صفت سوختم و شمع ندیدم
خون در تن من شعلگی بال و پرم کرد

امروز جفای تو زاندازه برون ست
تأثیر دگر دشمن آه سحرم کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}