شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

هر غم که جدا از دل غمگین من آمد
مانند غریبی است که دور از وطن آمد

هر خار که در بادیه ی عشق تو سر زد
آبش همه از آبله ی پای من آمد

صد داغ بدلها بنهد روز قیامت
هر زخم که از تیغ تو زیب کفن آمد

گر سحر نگاهش نبود کی رود از تن
هر جا که ز اعجاز لب او به تن آمد

راز تو که از دل به زبانم نگذشته است
یارب ز چه افسانه به هر انجمن آمد

شرمنده به هنگام سخن همچو (سحاب) است
در دور لبت هر که ز اهل سخن آمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}