شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

اگر آگه ز خزان باد بهاری نشود
سیل اشکش به بهار این همه جاری نشود

زخم کاری کشد این طرفه که در مقتل عشق
زودتر می کشد آن زخم که کاری نشود

تا بود نکهت زلفش چه کند گر خون باز
مشک در نافه ی آهوی تتاری نشود

نکهت خطش از آن روست بلی رایحه بخش
تا بر آتش نرسد عود قماری نشود

باغ حسنش ز سرشک دگران خرم نیست
زآنکه هر قطره چو باران بهاری نشود

هست آگاه زبد عهدی گل ورنه چنین
کار مرغان چمن ناله وزاری نشود

رشک اغیار تحمل نتواند که کند
گر (سحاب) از سر کویت متواری نشود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}