شمارهٔ ۳۳

غزلیات

جان سپردیم و اسیریم درین دام هنوز
سر نهادیم و ندانیم سرانجام هنوز

نیم سوزی سبب دود بود هیزم را
هر که در عشق کشد آه بود خام هنوز

جان نثار قدمش کردم و ایامی رفت
باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز

آستان بوس تو در حوصله‌ام کم گنجد
من که مستم ز تماشای در و بام هنوز

کرده پیغام که گر جان بدهی بوسه دهم
می‌فرستد بت من بوسه به پیغام هنوز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}