شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

دلش از عشق خون به سینه نگر
می نابش در آبگینه نگر

مایلش دل بمهر کینه دلی است
در دلش باز میل کینه نگر

کلبه اش ز آب دیده چون بحریست
تن در آن بحر چون سفینه نگر

شده نازک ز تاب عشق دلش
سنگ را زآتش آبگینه نگر

که چون من با فغان و ناله قرین
دل آن ماه بی قرینه نگر

هر که خصم شهش مدام (سحاب)
زهر جانکاه در قنینه نگر

آنکه صد چون سکندر و دارا
بر درش بنده ی کمینه نگر

خسروی کاختر و قضا و قدر
بر درش بنده ی کهینه نگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}