شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

نه همین ز شرم در بر نکشیده‌ام هنوزش
که برم نشسته عمری و ندیده‌ام هنوزش

دلم از تو خرم و خوش به سوالی و جوابی
که نگفته‌ام همان و نشنیده‌ام هنوزش

به مشام غیر خواهم نرسد از او شمیمی
ز ریاض حسن آن گل که نچیده‌ام هنوزش

دل خویش کرده‌ام خوش به متاع کم‌بهایی
که زلعل او به صد جان نخریده‌ام هنوزش

به رهش اگر چه شد خون دل و شد ز دیده بیرون
کشد انتظار مقدم او دل و دیده‌ام هنوزش

عجب است اینکه در سر بودم (سحاب) مستی
ز شراب وصل اگرچه نچشیده‌ام هنوزش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}