شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات

از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم
ناله ای کردیم و شوری در جهان انداختیم

با سگش تا طرح الفت در میان انداختیم
آتش غیرت جهانی را به جان انداختیم

برقی از بخت بد ما بر خس و خاری نتافت
تا در این گلزار طرح آشیان انداختیم

پیش از این کاین ناله بخشد سودی از بیطاقتی
ناله ها کردیم و خود را از زبان انداختیم

آه کز لعلت چو عمری جاودانی یافتیم
بی تو خود را بلای جاودان انداختیم

در دل او رخنه ی کردیم ز آه نیمه شب
خوش به تاریکی خدنگی بر نشان انداختیم

آخر از بی‌طاقتی ز افسانهٔ شیرین‌لبی
نکته‌ای گفتیم و شوری در جهان انداختیم

تا طبیب ما (سحاب) آمد به بالین خویش را
بر دواج ناتوانی ناتوان انداختیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}