شمارهٔ ۲۴۰

غزلیات

دل که پیش دوست گوید خون شدم
من کزو دورم چه گویم چون شدم

چون کمر بر قتلشان بستی چه شد؟
کز شمار عاشقان بیرون شدم

از دل ناکام و جان نامراد
بر مراد خاطر گردون شدم

از جنون عشق لیلی طلعتی
عاقبت سرگشته چون مجنون شدم

باشدم صد فتنه در جان تا به جان
چشم فتان تو را مفتون شدم

کار تا با این جفا کاران فتاد
از جفای آسمان ممنون شدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}