شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

چند خونش رود از دیدهٔ نمناک برون؟
کاش از سینه رود این دل صد چاک برون

تو در اندیشه ی خون من و غافل که به حشر
بر نیاید تن صد پاره ام از خاک برون

چاره ی جور تو بیباک ندانم ورنه
آید آه دلم از عهده ی افلاک برون

ز آشیان من از اول گذرد هر بادی
که ز گلزار تو آرد خس و خاشاک برون

گر چو من ناله ای از سینه کشد مرغ چمن
خون دل از عوض می چکد از تاک برون

هوس وصل تو بیرون نتوان کرد ز جان
گرچه آید ز تن این جان هوسناک برون

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}