شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

مقصود دو مدعای من آمد جفای تو
نبود رضای مدعی از مدعای تو

خضر و من از حیات ابد بهره یافتیم
او ز آب زندگی و من از خاک پای تو

در وصلت اشتداد به هجران تزاید است
ای درد عشق چیست ندانم دوای تو؟

رفتی و از پیت من و خلقی، ولی ز ضعف
من از قفای خلقی و خلق از قفای تو

هم جان به لب رسیده ز دست وفای دل
هم دل به جان زدست دل بیوفای تو

خلق خدای بر تو ز دست فغان من
در شکوه و زدست تو من بر خدای تو

تیری فگنده بر تو و پیکان خود (سحاب)
بگذاشت در دلت که بود خونبهای تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}