شمارهٔ ۲۹۵

غزلیات

یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه
یاری از چرخ اگر خواستی از یار مخواه

دل ز چشم تو اگر چشم عنایت دارد
گو پرستاری بیمار ز بیمار مخواه

زین طبیبان که توانند علاجی بکنند
چاره ی درد دل خویش به ناچار مخواه

هر که را زیب دکان جنس وفا و هنر است
به جوی گو برسان نرخ و خریدار مخواه

خواهی از سنگ جفایش اگر ایمن باشی
هرگز آسایش از آن سایه ی دیوار مخواه

یاری ای که رقیبش نباشد مطلب
در گلستان جهان یک گل بیخار مخواه

هر که در غمکده ی دهر گرفتار غمی است
گو بده جان چو (سحاب) از غم و غمخوار مخواه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}