شمارهٔ ۱۲

غزلیات

در حق من ز حادثه نامهربان‌تری
وز دشمنان من به یقین بدگمان‌تری

بدعهدتر بسی ز جهانی و، زین سبب
از پیش من بسی ز جهان هم جهان‌تری

چون سایه بر پی تو به سر می‌دوم، ولیک
هر ساعتی چو سایه ز من بر کران‌تری

بر آستانت سر نتوانم نهاد، از انک
از آسمان به قدر، بلندآستان‌تری

چون غنچه بی‌دهانی و، این سخت نادر است
کاندر سخن ز سوسن تر، خوش زبان‌تری

صدبار بی‌وفاتری از گل، به گاه عهد
واندر سخن ز غنچه تر، بی‌دهان‌تری

هرگز ندید چشمم و نشنید گوش من
رویی بدان خوشی و حدیثی بدان تری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}