شمارهٔ ۵

از ترکیبات

صبحدم با دو چشم خواب زده
با رخی از عرق گلاب زده

راست چون وعده ی خود و دل من
درسر زلف، پیچ و تاب زده

از خط مشکبوی غالیه فام
طعنه در بوی مشک ناب زده

وز دهانی چو چشمه ی حیوان
خاک در روی آفتاب زده

وز دل همچو سنگ و آهن خویش
آتش اندر دل خراب زده

من برای قدوم موکب او
خاک را از دودیده آب زده

گفت تاکی چو چشم من باشی
چنگ در دامن شراب زده؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}