بخش ۸۱ - سؤال کردن برهمن

فرامرزنامه

دگر باره گفت ای جهان سخن
جوانی به سال و به دانش کهن

درختی کجا چار گوهر در اوست
همه مغز او نغز بینی و پوست

یکی ساق فرقش هزاران هزار
سیاه و سفید و نقب شش هزار

یکی شاخ او زرد و دیگر کبود
به من پیرمرد این سخن ها نمود

شنیدم که اصل وی آمد سفید
ولی فرق او نار و جوز است و بید

به هرگونه میوه بدان شاخ بر
چه گوید در این گرد والاگهر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}