غزل شمارهٔ ۲۶

غزلیات

ما را همه شب نمی‌برد خواب
ای خفتهٔ روزگار دریاب

در بادیه تشنگان بمردند
وز حِلِّه به کوفه می‌رود آب

ای سخت‌کمان سست‌پیمان
این بود وفای عهد اصحاب

خار است به زیر پهلوانم
بی روی تو خوابگاه سنجاب

ای دیدهٔ عاشقان به رویت
چون روی مجاوران به محراب

من تن به قضای عشق دادم
پیرانه‌سر آمدم به کُتّاب

زهر از کف دست نازنینان
در حلق چنان رود که جُلّاب

دیوانهٔ کوی خوبرویان
دردش نکند جفای بواب

سعدی نتوان به هیچ کشتن
اِلّا به فراق روی احباب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}