غزل شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

نه دست‌رسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم

هر جُور که از تو بر من آید
از گردشِ روزگار دارم

در دل غم تو کنم خزینه
گر یک دل و گر هزار دارم

این خسته‌دلم چو موی باریک
از زلفِ تو یادگار دارم

من کاَندُه تو کشیده باشم
اندوهِ زمانه خوار دارم

در آب دو دیده از تو غرقم
وامید لب و کنار دارم

دل بردی و تن زدی، همین بود؟
من با تو بسی شمار دارم

دشنام همی دهی به سعدی
من با دو لب تو کار دارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}