غزل شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

گر به رخسار چو ماهت صنما می‌نگرم
به حقیقت اثر لطف خدا می‌نگرم

تا مگر دیده ز روی تو بیابد اثری
هر زمان صد رهت اندر سر و پا می‌نگرم

تو به حال من مسکین، به جفا می‌نگری
من به خاک کف پایت، به وفا می‌نگرم

آفتابی تو و من ذرهٔ مسکین ضعیف
تو کجا و من سرگشته کجا می‌نگرم!

سر زلفت ظلمات است و لبت آب حیات
در سواد سر زلفت به خطا می‌نگرم

هندوی چشم، مبیناد رخ تُرک تو باز
گر به چینِ سر زلفت به خطا می‌نگرم

راه عشق تو دراز است ولی سعدی‌وار
می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}