غزل شمارهٔ ۴۰۱

غزلیات

یک روز به شیدایی، در زلف تو آویزم
زان دو لبِ شیرینت، صد شور برانگیزم

گر قصد جفا داری، اینَک من و اینَک سر
ور راه وفا داری، جان در قدمت ریزم

بس توبه و پرهیزم، کز عشق تو باطل شد
مِن‌بَعد بدان شرطم، کز توبه بپرهیزم

سیمِ دل مسکینم، در خاک درت گم شد
خاک سر هر کویی، بی‌فایده می‌بیزم

در شهر به رسوایی، دشمن به دفم برزد
تا بر دف عشق آمد، تیر نظر تیزم

مجنون رخ لیلی، چون قیس بنی‌عامر
فرهاد لب شیرین، چون خسرو پرویزم

گفتی «به غمم بنشین یا از سر جان برخیز»
فرمان برمت جانا، بنشینم و برخیزم

گر بی‌تو بود جنت، بر کنگره ننشینم
ور با تو بود دوزخ، در سلسله آویزم

با یاد تو گر سعدی، در شعر نمی‌گنجد
چون دوست، یگانه شد، با غیر نیامیزم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}