غزل شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

ای رخ چون آینه افروخته
الحذر از آه من سوخته

غیرت سلطان جمالت چو باز
چشم من از هر که جهان دوخته

عقل کهن بار جفا می‌کشد
دم به دم از عشق نوآموخته

وه که به یک بار پراکنده شد
آنچه به عمری بشد اندوخته

غم به تولای تو بخریده‌ام
جان به تمنای تو بفروخته

در دل سعدیست چراغ غمت
مشعله‌ای تا ابد افروخته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}